ما از کوکیها برای عملکرد صحیح سایت و بهبود تجربهٔ شما استفاده میکنیم.

خط زمان
4 رویداد
تابستان سال ۲۵۵۳ شاهنشاهی (۱۳۷۳ هجری خورشیدی)، در یکی از روزهای گرم شیراز، اندیشه شکلگیری یک گروه کوچک موسیقی میان دو دوست جوان جرقه زد. علی پیرابی این پیشنهاد را با حمید بیکمحمدی در میان گذاشت؛ اینکه گروهی کوچک برای اجرای موسیقی ایرانی پدید آورند؛ گروهی که از دلِ دوستی، عشق به موسیقی و آرزوی همنوازی زاده شد.
حمید بیکمحمدی این پیشنهاد را با شوق پذیرفت. نخستین تمرینهای گروه با ساز سهتارِ حمید و سنتورِ علی آغاز شد. نخستین تمرینهای سماع در اتاق کوچک تمرین علی، در طبقهٔ نخست خانهای که او در کنار پدر، مادر، خواهران و برادرانش در آن بزرگ شده بود، شکل گرفت. آنان قطعهٔ «الهه ناز» ساختهٔ زندهیاد اکبر محسنی را برای اجرا برگزیدند. اما نت این اثر در دسترس نبود و همین موضوع باعث شد علی نتهای قطعه را با دست برای سنتور و سهتار بنویسد. پس از آن، چندین جلسه تمرین برگزار شد و نخستین نغمههای سماع، آرامآرام جان گرفت.

با گذشت زمان، نوازندگان دیگری نیز به جمع کوچک سماع پیوستند. نخست علیرضا فاضلی، نوازندهٔ تنبک، که از سالها پیش با علی پیرابی دوستی و همکاری هنری داشت و در اجراهای گوناگونی در کنار او به روی صحنه رفته بود، به گروه اضافه شد. اندکی بعد نیز سیاوش زارع، نوازندهٔ نی، به جمع نوازندگان سماع پیوست.
با افزایش تعداد اعضا، دامنهٔ فعالیتهای گروه نیز گستردهتر شد. قطعات بیشتری برای اجرا انتخاب و تمرین میشد و بهتدریج نیاز به حضور یک خواننده در گروه احساس شد. در آن سالها گاه دوستان و آشنایان نوازندگان سماع برای تمرین یا اجرای برخی قطعات به گروه میپیوستند و در کنار اعضای اصلی به همنوایی میپرداختند. بدین ترتیب، سماع آرامآرام از یک جمع دو نفره به گروهی پویا و رو به رشد تبدیل شد.

در سالهای پس از شورش ۵۷، فعالیت موسیقایی در ایران با محدودیتهای فراوانی روبهرو بود. این محدودیتها برای زنان بسیار گستردهتر بود و آنان امکان حضور آزادانه در صحنههای موسیقی و اجرای عمومی را نداشتند. با وجود این شرایط، سماع به مسیر خود ادامه داد و بهتدریج بر شمار اعضا و گسترهٔ فعالیتهای آن افزوده شد.
در سالهای ۲۵۳۴ و ۲۵۳۵ شاهنشاهی (۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ هجری خورشیدی)، گروه کُری از بانوان نیز به سماع پیوست. حضور آنان گام تازهای در شکلگیری و گسترش گروه بود. پس از آن نوازندگان دیگری نیز به جمع سماع اضافه شدند و ترکیب گروه رفتهرفته کاملتر شد. در همین سالها، سماع چند کنسرت با حضور بانوان در شیراز و شهرستان های استان پارس برگزار کرد؛ اجراهایی که در شرایط و محدودیتهای آن دوران، بخش مهمی از نخستین سالهای فعالیت گروه را رقم زدند.

در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی (۱۳۷۶ هجری خورشیدی)، سماع توانست فعالیتهای خود را به بیرون از شیراز نیز گسترش دهد. در یکی از شهرستانهای کوچک و مذهبی آن دوران، گروه فرصتی یافت تا برنامهای از موسیقی ایرانی را همراه با گروه کُر به روی صحنه ببرد. برگزاری چنین اجرایی، بهویژه با توجه به فضای اجتماعی و محدودیتهای فرهنگی آن سالها، اتفاقی معمول و ساده نبود.
پس از این کنسرت، برای نخستین بار علی پیرابی از سوی ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین اطلاعات سپاه احضار شد و از او خواسته شد دربارهٔ برگزاری این برنامه و چگونگی اجرای آن در آن شهرستان توضیح دهد. این اتفاق نخستین رویارویی مستقیم علی پیرابی و سماع با نهادهای رسمی و امنیتی بر سر فعالیتهای هنری گروه بود و آغاز دورهای شد که در آن، ادامهٔ فعالیت موسیقایی سماع در کنار تلاش هنری، با محدودیتها و دشواریهای دیگری نیز همراه بود.
